گفتگو با خدا از تاگور
اينجاست، آييد، پنجره بگشائيد، اي من و دگر من ها:صد پرتو من در آب
مهتاب، تابنده نگر، بر لرزش برگ، انديشه من، جادهمرگ.
آنجا نيلوفر هاست، به بهشت، به خدا درهاست.
اينجا ايوان، خاموشي هوش، پرواز روان.
در باغ وزن تنها نشديم. اي سنگ و نگاه، اي وهم و
درخت، آيا نشديم؟
من (( صخره - من )) ام، تو (( شاخه - تو )) يي.
اين بام گلي، آري، اين بام گلي، خاك است و من و پندار.
*****

| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||
حتی اگر زبان ترکی بلد نباشید این قطعه زیبا اثر آرام بخشی روی شما خواهد گذاشت و شاید بالاتر، کمی هم با احساسات شما بازی کند .
رشید
بهبودف (Rashid Behbudov) متولد 1915 فرزند مجید یکی از بزرگترین خوانندگان
قرن بیستم در سرزمین های آذری زبان محسوب میشود. شهرت اصلی او بخاطر اجرای ترانه های
عاشقانه بخصوص آنهایی که توسط توفیق قلیوف (Guliev Tofig) تهیه شده است می
باشد. شهرت او از زمانی آغاز شد که نقش یک بازرگان ثروتمند را در نمایش موزیکال معروف آرشین مال
آلان (Arshin Mal Alan) بازی کرد او به کشورهای زیادی از جمله ایران،
انگلیس، فنلاند، ترکیه، چین، بلغارستان بلژیک، اتیوپی، هند، عراق، شیلی، آرژانتین و
... سفر کرد و در هر کشور حداقل ترانه ای به آن زبان خواند بطوری که در مجموعه آثار
او حدود 50 ترانه به زبانی های غیر آذری و از جمله فارسی موجود است. فعالیت او در زمینه
موسیقی محلی بقدری بود که در سراسر ممالک آذری زبان نام رشید بهبودف همواره در کنار
موسیقی فولک به میان می آید. او در شهر تفلیس (گرجستان) بدنیا آمد و پس از فراگیری
مقدمات موسیقی نزد پدر که او نیز خوانند بزرگی بود، در ایروان (ارمنستان) در یک گروه
موسیقی Jazz شروع به فعالیت کرد و در کنار آن
در ارکستر فیلارمونیک ایروان نقش خوانندگی را بعهده داشت. وی همچنین در سالهای
1938 تا 1944 خواننده بی همتای تنور در Opera House ایروان بود.
همانند بسیاری دیگر از هنرمندان مردم دوست بود و برای مصالح عموم کار میکرد. بعد از
جنگ جهانی دوم بعنوان نماینده روسیه به مجارستان رفت تا در کنفرانس دمکراسی جوانان
در بوداپست شرکت کند، در آنجا علاوه بر نقش سفیر به اجرای قطعاتی در ارتباط با موضوع
کنفرانس پرداخت و جایزه بزرگ بین المللی نیز دریافت کرد. به این قطعه گوش کنید و ببینید
که چگونه احساس موسیقی Jazz با سبک خواندن خاص و تحریرهای بهبودف
تلفیق شده است رشید بهبودف بدلیل توانایی های بیش از حد در خوانندگی، دیگر ایروان توانایی
پروش چنین هنرمندی را نداشت این بود که در سال 1945 به آذربایجان رفت و در آنجا فعالیت
هنری خود را ادامه داد. در سالهای 46 تا 56 او سولیست فیلارمونیک آذربایجان بود و همچنین
طی سالهای 53 تا 60 در Azerbaijan State Opera همواره حرف
آخر را میزد. وی همچنین به فعالیت های آموزشی در State
Concert Ensemble بین
سالهای 57-59 پرداخت و در سال 1966 مجموعه ای تحت عنوان State Song Theater
تاسیس کرد که امروزه به Behbudov
Theater تغییر
نام پیدا کرده است. بهبودف انسان پر کاری بود از 8 صبح تا 8 شب، هر روز کار و تمرین
میکرد. جالب هست که بدانید او ادبیات بسیار قوی هم داشت و هنگام کار با شاعر و آهنگساز
اگر احساس میکرد که کلام با موسیقی هم خوانی ندارد به سلیقه خود پیشنهاد تغییر کلام
را میداد که اغلب هم با آن موافقت میشد. او پا فراتر از این هم میگذاشت و در بسیاری
موارد ملودی قطعات را نیز به نظر خود تغییر میداد! بارها و بارها اتفاق افتاده بود
که شبها بدون لحظه ای خوابیدن برای تمرین و ساخت قطعات اپرای بطور مدام کار کند او
علاقه بسیار زیادی به ترانه های عاشقانه و ترانه هایی داشت که در آن از مهر و محبت
صحبت میشود و به همین خاطر اغلب ترانه هایی که به زبان های خارجی اجرا کرد در این دسته
از محتوی بودند. او علاوه بر اجرای ترانه های محلی کشورهای مختلف به زبان خودشان، بسیاری
از کارهای زیبای خودش را نیز به زبانهایی مانند فارسی، انگلیسی، روسی و ... ترجمه و
اجرا کرد. وی همچنین توانایی این را داشت که به راحتی به زبانهای انگلیسی، آلمانی و
فرانسه صحبت کند و بسیاری نیز معتقد بودند که او ترانه های روسی را بمراتب بهتر از
خوانندگان روس اجرا میکند. شاید اگر ترانه Ana (مادر) او را شنیده
باشید با این صحبت ها زودتر هم عقیده شوید. گوش کنید : رشید بهبودف و کارمیل وزیرف
نوازنده گارمن او در سال 1973 درگذشت و در تمام مدت زندگی صدای خود را آنچنان پرورش
داد و از آن محافظت کرد که گویی همواره صدایی در حد سن پختگی دارد. وی چنان بدعتی در
شیوه های جدید خوانندگی پاپ و اپرا بجای گذاشت که امروزه بسیاری از خواننده های آذری
زبان سعی در تقلید از روشهای خوانندگی او میکنند. ترانه های زیبایی مانند لاله ها،
مادر، کوچه ها، ریحان و ... که گوش آشنای بسیار از ایرانی ها هست و به نوعی همواره
جز موسیقی محلی آذری
زبانان ایران هم محسوب میشود، هرگز از خاطره ها نمی رود .
داستان و نمايشنامه نويس و مترجم
سال و محل توّلد: 1295 بوشهر
سال و محّل وفات: تابستان 1377 آمريكا
زندگينامه: سالشمار زندگي صادق چوبک تولد: تيرماه 1295 در بوشهر. فرزند آقا اسماعيل بازرگان
همسر: قدسي( 1296 ). فرزندان: روزبه ( 1323 ش.) و بابک ( 1326 ش.) آموزش ابتدايي: تا کلاس سوم
در مدرسه سعادت بوشهر ( 1303 ) نقل مکان به شيراز، تحصيل در مدارس شفاعيه، باقريه، سلطانيه و
حيات شيراز و کالج آمريکايي در تهران در سال 1316 ازدواج با قدسي، استخدام در وزارت فرهنگ و
1316 احضار به خدمت سربازي. سال اول - آغاز تدريس در مدرسه شرافت خرمشهر، سال تحصيلي 17
سرباز معمولي مي شود و در سال دوم به دليل تسلط به زبان انگليسي به عنوان مترجم خدمتش را
در ستاد ارتش به پايان مي آورد( 1319 ). خاموشي در بيمارستاني در شهر برکلي کاليفرنيا در 13
. تيرماه 1377 صادق چوبک، در سال 1295 هجري خورشيدي در بوشهر بدنيا آمد. پدرش تاجر بود، اما به دنبال شغل
پدر نرفت و به کتاب روي آورد. در بوشهر و شيراز درس خواند و دوره کالج آمريکايي تهران را هم گذراند.
در سال 1316 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اولين مجموعه و داستانش را با نام " خيمه شب بازي
" در سال 1324 منتشر کرد. در اين اثر و " چرا دريا طوفاني شد " ( 1328 ) بيشتر به توصيف مناظر مي
پردازد، ضمن اينکه شخصيت هاي داستان و روابط آنها و روحيات آنها نيز به تصوير کشيده مي شود.
اولين اثرش را هم که حاوي سه داستان و يک نمايشنامه بود، تحت عنوان " انتري که لوطيش مرده
بود " به چاپ سپرد. آثار ديگر وي که برايش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمانهاي " تنگسير " و "
سنگ صبور " بود. تنگسير به 18 زبان ترجمه شده است. امير نادري، فيلمساز معروف ايراني، در سال
1352 بر اساس آن فيلمي به همين نام ساخته. در " سنگ صبور " جريان سيال ذهني روايت و بيان
داستان از زبان افراد مختلف بکار گرفته شده است، اين اثر بحث زيادي را در محافل ادبي آن زمان
برانگيخت. ديگر آثار داستاني چوبک عبارتند از: چراغ آخر ( مجموعه هشت داستان کوتاه )، روز اول قبر
( مجموعه ده داستان کوتاه). چوبک به زبان انگليسي مسلط بود و دستي نيز در ترجمه داشت. وي
قصه معروف " پينوکيو " را با نام " آدمک چوبي" به فارسي برگرداند. شعر " غراب " اثر " ادگار آلن پو "
نيز به همت وي ترجمه شد. آخرين اثر منتشره اش هم ترجمه حکايت هندي عاشقانه اي به نام "
مهپاره " بود که در زمستان 1370 منتشر گرديد. وی از اولين کوتاه نويسان قصه فارسي است و پس از
محمد علي جمالزاده و صادق هدايت مي توان از او بعنوان يکي از پيشروان قصه نويسي جديد ايران
نام برد. فرم قصه هاي جمالزاده بيشتر حکايت گونه و شبيه نويسندگان فرانسوي قرن نوزدهم بود.
برای خواندن دو داستان زیبا از این نویستده روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد ،كاردار وزارت امورخارجه دولت ايران در كشورهاي عربي ،روز بيست و نهم دي ماه 1322 در تهران متولد شد. اخلاق و رفتار آخرين فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه هميشه از سوي اطرافيان به “تقليد از بزرگترها“ مي شد سه سال بيشتر نداشت كه علاقه به موسيقي او را وادار ميكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلون او و دوستانش را گوش كند در همان دوران يكي از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسيقي ميشود و از خانواده او ميخواهد كه سازي براي او تهيه كنند با اصرار برادر بزرگتر يك ويلون سل براي او تهيه ميكنند و تمرينات فرهاد آغاز ميشود. عمر تمرينات ويلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست و به قول فرهاد:“ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد.” و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرينات برادر بزرگتر تنها سرگرمي و ساز تبديل به روياي فرهاد شد. با ورود به مدرسه استعداد او در زمينه ادبيات آشكار و ادبيات تبديل به دلمشغولي او ميشود و در آستانه ورود به دبيرستان تمايل به تحصيل در رشته ادبيات پيدا ميكند. اما عليرغم نمرات ضعيفش در دروسي غير از ادبيات و زبان انگليسي ،مخالفت عموي بزرگش در غياب پدر، او را مجبور به ادامه تحصيل در رشته طبيعي ميكند .و عاقبت دلسپردگي به ادبيات و بي علاقگي به دروس مورد علاقه عمويش سبب ميشود تا در كلاس يازدهم ترك تحصيل كند پس از ترك تحصيل با يك گروه نوازنده ارمني آشنا ميشود و با استفاده از سازهاي آنان به صورت تجربي نواختن را مي آموزد و مدتي بعد به عنوان نوازنده گيتار در همان گروه شروع به فعاليت ميكند. گروه راهي جنوب ميشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولين شب اجراي برنامه رهبر گروه به بهانه غيبت خواننده گروه از فرهاد ميخواهد تا او جاي خواننده را پر كند. وسواس شديد فرهاد در اداي صحيح كلمات و آشنايي او با ادبيات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتي ترانه اي به زبان ايتاليايي ،فرانسوي و يا انگليسي اجرا ميكرد كمتر كسي باور ميكرد كه زبان مادري اين هنرمند فارسي باشد و همين خصوصيت باعث درخشش گروه و تمديد مدت برنامه گروه ارمني شد مدتي بعد از گروه جدا ميشود و فعاليت انفرادي خود را آغاز ميكند.فرهاد براي اولين بار در سال 42 براي اجراي چند ترانه انگليسي راهي برنامه تلويزيوني “واريته استوديو ب “ ميشود و مخاطبان بيشتري مي يابد. مدتي بعد فرهاد در يكي از كنسرتهاي بزرگي كه به مديريت مجله “اطلاعات جوانان“ در امجديه برگزار شد هنرنمايي كرد. در اين برنامه فرهاد چند ترانه با گيتار اجرا ميكند و بيش از پيش مورد توجه تماشاگران و همچنين شهبال شب پره ،مرد اول گروه BlackCats قرار ميگرد. چندي بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلك كتز آشنا مي شود .همكاري فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده گيتار و پيانو با شهبال شب پره (پركاشن) ،شهرام شب پره (گيتار)، هامو(گيتار)،حسن شماعي زاده (ساكسيفون) و منوچهر اسلامي (ترومپت)در كلاب كوچيني از سال 45 آغاز ميشود منوچهر اسلامي كه از فرهاد به عنوان پايه اصليBlackCats ياد ميكند با اشاره به استعداد فرهاد مي گويد:“فرهاد با اينكه نت نميدانست و موسيقي را از راه گوش آموخته بود نياز چنداني به تمرين نداشت.او با چند بار زمزمه كردن شعر ،ساز و صدايش را با بقيه گروه هماهنگ ميكرد.در واقع او به احترام ديگر اعضا در جلسات تمرين حاضر مي شد.“ در همين دوران يعني در اوج فعاليت BlackCats،دوستداران فرهاد ترانه “اگه يه جو شانس داشتيم“يعني اولين اثر فرهاد به زبان فارسي را در فيلم “بانوي زيباي من“ شنيدند. پس از مدتی فرهاد، از بلک کتز جدا و به قصد پرستاري ازخواهرش راهي انگلستان ميشود. در طول سفر كه قرار بود 2 ماه به طول انجامد يكي از تهيه كنندگان سرشناس انگليسي به سراغ او مي آيد و پيشنهاد انتشار آلبومي با صداي فرهاد را مطرح ميكند. اما بيماري فرهاد و بروز مشكلات متعدد شخصي باعث ميشود تا انتشار آلبوم در حد حرف باقي بماند و سفر2 ماهه بيش از يكسال طول بكشد. سال 48 فرهاد ترانه “مرد تنها“ ،با شعر شهيار قنبري و موسيقي اسفنديار منفردزاده،را براي فيلم “رضا موتوري“ ميخواند ترانه “مرد تنها“ كه پس از اكران فيلم در قالب صفحه گرامافون راهي بازار شده بود آنچنان طرفدار مي يابد كه فرهاد تبديل به يك ستاره ميشود. چون هميشه معتقد بود بايد شعري را بخواند كه خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر بايد به شكلي زبان حال او باشد پس از “مرد تنها“ تعداد محدودي ترانه يعني ترانه هاي “جمعه“،“هفته خاكستري“،“آيينه ها“(51-1350)را خواند و با افزايش تنشهاي سياسي در ايران در دهه پنجاه ترانه هاي “شبانه1“ ،“خسته“، “سقف“،“گنجشگك اشي مشي“،“آوار“،“شبانه2“ با اشعاري از احمد شاملو و شهيار قنبري و صداي فرهاد منتشر و تبديل به سرود اتحاد مردم شدند. يك روز بعد از انقلاب در ايران يعني در روز 23 بهمن 1357 مرحوم سياوش كسرايي ترانه وحدت را به اسفنديار منفردزاده مي سپارد و در همان روز صداي فرهاد در ستايش آزادي و آزادگي در تلويزيون ملي طنين انداز شد. سالهايي كه وحدت هم مجوز ميخواست پس از انقلاب فرهاد،خواننده انقلابي ،از ادامه كار منع و تقاضاهاي چندباره او براي انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد. البته در همين سالها كه حتي از انتشار مجدد ترانه “وحدت“ به بهانه “تكراري بودن“ جلوگيري مي شد شخص با نفوذي بدون كسب مجوز از خواننده،آهنگساز يا شعراي اين ترانه ها آلبومي با نام وحدت و با مجوز رسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را راهي بازار كرد. بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جديد فرهاد،“خواب در بيداري“،مجوز انتشار دريافت كرد و تبديل به پر فروش ترين شد. پس از انتشار “خواب در بيداري“ ،فرهاد كه از انتشار آلبوم بعدي خود در ايران نا اميد شده بود در سال 1376 آلبوم “برف“را در ايالات متحده آمريكا ضبط و منتشر كرد و اين آلبوم يك سال بعد در ايران منتشر شد. پس از انتشار آلبوم “برف”، فرهاد درصدد تهيه آلبومي با نام “آمين“ كه ترانه هايي از كشورها و زبانهاي مختلف را در خود جاي ميداد ،برآمد. از مهر ماه 1379 بيماري فرهاد جدي شد،اما فرهاد از حركت بازنايستاد. آن روزها هيچ چيز جز مرگ نمي توانست او را از تهيه آلبوم “ آمين“ بازدارد ،كه بازداشت… فرهاد پس از 2 سال معالجه در ايران و فرانسه ،در سن 59 سالگي روز نهم شهريور 1381 در شهر پاريس بر اثر بيماري هپاتيت درگذشت. پيكر فرهاد در آغوش خاك آرامگاه Thiais پاريس خفته است.
روحش شاد و یادش تا ابد ماندگار در تاریخ موسیقی ایرانی
آهنگسازی
1-تو را دوست دارم، شعر از مهدی اخوان ثالث (با تغییرات فرهاد)
2-نجوا(اصل آهنگ از منفردزاده)
3-خواب در بیداری، شعر از Juan Ramon Jimenez (با تغییرات فرهاد)
4-برف، شعر از نیما یوشیج (با تغییرات فرهاد)
5-کوچ بنفشهها، شعر از شفیعی کدکنی
6-خیال خوشی، شعر از ویلیام شکسپیر
7-کتبیه، شعر از فریدون رهنما
8-گاندی، شعر از مهاتما گاندی، ترجمه شعر از انگلیسی محمد حسین آریا
9-وقتی که بچه بودم، شعر از اسماعیل خویی (با تغییرات فرهاد)
آلبومها
1-اسیر شب
2-آئینهها(مسخ) - موسیقی: حسن شماعیزاده - شعر: اردلان سرفراز
3-هفته خاکستری - موسیقی: واروژان - شعر: شهیار قنبری
4-وحدت - موسیقی: اسفندیار منفردزاده
5-خواب در بیداری
6-برف - موسیقی: فرهاد و فریدون شهبازیان
7-فرهاد ۱۵۹ - مجموعه کامل آثار فرهاد
ترانهها
1-مرد تنها از آلبوم خواب در بیداری - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم رضا موتوری) - شعر: شهیار قنبری
2-شبانه ۱ - موسیقی: اسفندیار منفردزاده - شعر:احمد شاملو
3-خسته - موسیقی: محمد اوشال (موسیقی متن فیلم زنجیری) - شعر: عباس صفاری
4-آوار - موسیقی: فرهاد - شعر: شهیار قنبری
5-جمعه - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم خداحافظ رفیق) - شعر: شهیار قنبری
دانلود ترانه ها
حتما"
برای شما جالب خواهد بود اگر بدانید که ژان میشل ژار فرزند موریس ژار آهنگساز مشهور
هالیوود می باشد. از جمله کارهای بزرگ موریس ژار می توان به موسیقی فیلم های موفقی
چون لورنس عربستان، محمد رسول الله، روح و ... اشاره کرد.
ژان در 24 اگوست
1948 در لیون فرانسه متولد شد و پدرش در سال 1953 برای کار به هالیوود رفت اما او
به همراه مادر در فرانسه ماند. او اولین درسهای پیانو را آغاز کرد ولی چندان علاقه
ای نسبت به موسیقی که برایش حکم تمرین مداوم و محرومیت از بازیهای کودکانه داشت،
نشان نمیداد.
در 1957 معلم جدید پیانو ژان موفق شد تا عشق به موسیقی را در
او زنده کند به طوری که بعدها در سنین نوجوانی موسیقی را به عنوان رشته تحصیلی خود
انتخاب کرد و در کنسرواتوار پاریس مشغول تحصیل شد و این تحصیلات آکادمیک در آینده
پایه محکمی برای این آهنگساز مدرن شد. 
استفاده از سازهای کوبه ای که بیشتر در مراسم مذهبی آنها استفاده می شد و همچنین
انواع فلوتها koto ،سینتی سایزری که با آن جاده ابریشم را خلق نموده، ویلن برقی پنج
سیم، گیتار برقی، درام و... در این سبک جای خودش را پیدا نموده
است.
MASONORI TAKHASHI که به بعدها برای خود نام مستعار KITARO را برگزید،
در 4فوریه 1953 در شهر TOYOHASHI کشور ژاپن چشم باز کرد. از ابتدا با موسیقی الفت
گرفت و علاقه اش را با ساز گیتار پیگیری نمود.
در دهه 70 میلادی سفری به
اروپا انجام داد و با تعدادی از بزرگان موسیقی آن دیار دیدارهایی انجام داد و در
ادامه این سفر، در راه بازگشت از اروپا، به سیاحت کشورهای آسیایی پرداخت.
کم کم ساز تخصصی خود را به پیانو و سینتی سایزر تغییر داد و بصورت پراکنده
به تصنیف موسیقی پرداخت (جالب است که بدانید کیتارو در جایی به تحصیل آهنگسازی
نپرداخته است) که یکی از آنها را به نام TENKAL (بهشت) به کمپانی NHK ژاپن فروخت.
این قطعه باعث شد تا چندی بعد همین کمپانی برای ساخت موسیقی مجموعه مستند
جاده ابریشم با کیتارو قرارداد ببندد؛ موسیقی این مجموعه یک اثر اتمسفریک و آرام
بخش و سرشار از ملودیهای آرام است. موفقیت این مجموعه و باالطبع موسیقی آن موجب
شهرت ملی و جهانی کیتارو شد.
کیتارو به امریکا کوچ کرد و در همین سال آلبوم
TENKU از کیتارو به بازار عرضه کرد و از سال 1987 با اثری بنام THE LIGHT OF SPIRIT
تحولی بزرگ در آثارش رقم زده شد.
پس از آن در سال 1990 به آلبومی پرداخت به
عنوان KOJIKI که به داستان پیدایش سرزمین آفتاب بر اساس افسانه های اساطیری ژاپن
اختصاص داشت و پس از آن در سال 1991 کنسرتی در امریکا اجرا کرد که بر اساس آلبوم
KOJIKI ساخته شده بود.
در سال 1992 اثری بسیار زیبا و بیاد ماندنی به نام
DREAM به همراه ارکستر بزرگ و یک تک خوان با صدای جادویی بنام John Andersonخلق
کرد.
سال 1993فعالیتش را با نوشتن موسیقی متن فیلم HEAVEN & EARTH (بهشت
و زمین) ادامه داد. سال 1994 آلبوم MANDALA ضبط و عرضه گردید که همچنان پیشرفت رو
به جلو کیتارو را به دوستانش گوشتزد میکرد. اثری متناوب و سرشار از ملودیهای زیبا و
شرقی و آثاری دیگر که بدان اشاره خواهیم کرد.
اگر بخواهیم موسیقی کیتارو را مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم از روند حرکت ملودی در قطعه و تاثیر آن بر مخاطب آنالیز را آغاز کنیم... تکرار جمله ها در این سبک بسیار پدیدار میباشد و این نوع روند تکرار که در ملودی وجود دارد، نوع موسیقی او را منحصر به فرد میکند
New age یا قرن جدید ... ملودیهای بسیار زیبا با تنظیمی کاملا متفاوت برای سازهای شرق وغرب...قدرت بیان تفکر در موسیقی یا به عبارتی دیگر بیان فرنگ کشور به جهانیان...روحانیت شرق و نفوذ آن در موسیقی موزیسینی به نام کیتارو...
